أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

191

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

باز آمد و شكايت كرد و بگريست خداى تعالى اين آيت فرستاد و گفت كه : وصيّت و اندرز مىكند شما را خداى و وصيّت از خداى ايجاب باشد و وصيّت مىكند شما را در كار فرزندان شما چون شما را وفات رسد و ميفرمايد كه از تركهء شما يك پسر را چندان نصيب بود كه دو دختر را پس اگر اين وارثان كه باز مانده‌اند از مادر و پدر رفته بيش از دو باشند يعنى سه يا بيشتر نصيب ايشان بود دو ثلث از تركه يعنى چهار دانگ ، و اگر دو باشند نصيب ايشان هم چهار دانگ بود بعضى ديگر گفته‌اند كه : اين باجماع معلوم شد و گفته‌اند كه : از آيت معلوم شد و اين قول مبرّد است گفت : اوّل عدد پسرى و دخترى را باشد چون چنين باشد پسر را چهار دانگ بود و دختر را دو دانگ ، چون نصيب يك دختر بنصّ قرآن در اصل مسئله ثلث افتاد ، چون دو شوند دو ثلث بود ايشان را ، و اگر دختر يكى باشد او را نيمى باشد از اصل تركه و اگر وارثى ديگر نبود باقى برو ردّ كنند بآيت « وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ » * . [ وَ لِأَبَوَيْهِ لِكُلِّ واحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ مِمَّا تَرَكَ إِنْ كانَ لَهُ وَلَدٌ ، فَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلَدٌ وَ وَرِثَهُ أَبَواهُ فَلِأُمِّهِ الثُّلُثُ ، فَإِنْ كانَ لَهُ إِخْوَةٌ فَلِأُمِّهِ السُّدُسُ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِي بِها أَوْ دَيْنٍ ، آباؤُكُمْ وَ أَبْناؤُكُمْ لا تَدْرُونَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ لَكُمْ نَفْعاً ، فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلِيماً حَكِيماً ] و مادر و پدر او را هر يكى را ازيشان دانگى بود از آنچه بگذارد اگر او را فرزندى باشد و اگر او را فرزند نباشد و مادر و پدر او وارثان او باشند مادر او را دو دانگ باشد و باقى پدر را باشد پس اگر او را برادران باشند مادر او را دانگى باشد و باقى پدر را بود و اگر پدر نبود برادران مادر را حجب نكنند بمذهب اهل البيت و بروايتى حجب كنند دانگى بفرض گيرد و باقى بردّ و اوّل ظاهرتر است و اين برادران بايد كه دو باشند پدرى و مادرى يا يك برادر و دو خواهر يا چهار خواهر ، و يك قول عبد الله عبّاس آنست كه تا سه نباشند برادران حجب نكنند ، حمل بر ظاهر آيت مىكند كه : [ فَإِنْ كانَ لَهُ إِخْوَةٌ ] و افلّ جمع سه باشد و اين قول شاذّ است قتاده گفت : برادران كه حجب كنند مادر را از براى معاونت پدر حجب كنند براى آنكه پدر را قيام بايد كرد بنفقه و كسوهء ايشان و امر تزويج ايشان ، و اين علّت